
در تحولی قابل توجه در فضای سیاسی افغانستان، محبوبیت حنیف اتمر، وزیر خارجه پیشین کشور، حتی در میان بخشی از تاجیکهای تندرو که خود را «افغان» نمیدانند، رو به افزایش گذاشته است؛ پدیدهای که تا همین اواخر غیرقابل تصور به نظر میرسید.
این تغییر نگاه پس از آن برجسته شد که نجیب بارور، شاعر شناختهشده افغانستانی و از چهرههای محبوب تاجیکهای خراسانگرا، در صفحه فیسبوک خود بهصراحت از اعتمادش به حنیف اتمر سخن گفت و از اتحاد سیاسی تازهای که با محوریت او شکل گرفته، حمایت کرد.
نجیب بارور؛ منتقد افغانیت، حامی اتمر
نجیب بارور که پس از سقوط افغانستان به دست طالبان به ایران مهاجرت کرد، از جمله شاعرانی است که بارها در محافل رسمی جمهوری اسلامی ایران، از جمله برنامههایی با حضور آیتالله علی خامنهای، رهبر ایران، شعرخوانی کرده است. او آشکارا خود را «افغان» نمیداند و همواره بر هویت فارسی، تاجیکی و خراسانی تأکید کرده است؛ موضعی که او را به یکی از منتقدان سرسخت تحمیل «هویت افغانی» از سوی جریانهای پشتونمحور تبدیل کرده است.
با این حال، حمایت اخیر بارور از حنیف اتمر ـ که خود یک سیاستمدار پشتون و از مدافعان مفهوم افغانیت به شمار میرود ـ نشاندهنده یک جابهجایی معنادار در اولویتهای سیاسی بخشی از مخالفان طالبان است.
اتحاد تازه؛ فراتر از شکافهای قومی؟

حنیف اتمر اخیراً همراه با چهرههایی چون عطامحمد نور، والی پیشین بلخ که اکنون در امارات متحده عربی به فعالیتهای اقتصادی مشغول است، احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی، و مارشال عبدالرشید دوستم معاون پیشین ریاستجمهوری، یک اتحاد سیاسی را با هدف جلوگیری از جنگ و پیشبرد گفتوگو با طالبان شکل داده است.
این اتحاد، بهدلیل حضور همزمان نمایندگان برجسته اقوام پشتون، تاجیک، اوزبیک و هزاره، از سوی برخی ناظران بهعنوان نخستین تلاش نسبتاً فراگیر سیاسی علیه طالبان در چهار سال گذشته توصیف میشود.
تشنگی برای اتحاد یا اجبار شرایط؟
تحلیلگران سیاسی معتقدند افزایش حمایت از این محور سیاسی، لزوماً ناشی از اعتماد کامل به شخصیتهایی چون اتمر نیست، بلکه بیش از هر چیز ریشه در خستگی عمومی از تفرقه، انزوا و بنبست سیاسی دارد.
نجیب بارور نیز در یادداشت خود تأکید کرده است که افغانستان دیگر در فضای رقابتهای انتخاباتی قرار ندارد و همه جریانهای غیرطالب، صرفنظر از اختلافات گذشته، اکنون در یک صف قرار گرفتهاند. به باور او، امروز تنها دو جبهه سیاسی وجود دارد: «طالب» و «غیرطالب».
نقش ایران؛ حمایت خاموش اما مؤثر
نکته قابل توجه دیگر، حمایت ایران از رویکرد گفتوگو با طالبان است. منابع آگاه میگویند جمهوری اسلامی ایران از هر ابتکاری که بتواند یک آدرس منسجم برای مخالفان طالبان ایجاد کند، استقبال میکند. حضور و فعالیت چهرههایی چون نجیب بارور در ایران و همسویی مواضع اخیر او با محور اتمر، از دید برخی ناظران، بیارتباط با این حمایت منطقهای نیست.
تغییر معادلههای قدیمی؟
حمایت یک چهره ضدافغانیت از سیاستمداری پشتونتبار، نشان میدهد که معادلههای سنتی قومی در سیاست افغانستان در حال بازتعریف است. اینکه این اتحاد بتواند به یک بدیل واقعی در برابر طالبان تبدیل شود یا نه، هنوز روشن نیست؛ اما دستکم یک واقعیت را آشکار کرده است:
بخش قابل توجهی از جامعه سیاسی و فرهنگی افغانستان، بیش از هر زمان دیگر، تشنهی اتحاد است؛ حتی اگر این اتحاد، خطوط قرمز گذشته را بشکند.