
آریانا سعید نماد نسلی از زنان افغان است که به تدریج در حال پر کردن خلأ رهبری سیاسی در جامعهاند؛ زنانی که بسیاری باور دارند در آینده میتوانند جای سیاستمداران سنتی را در معادلات افغانستان بگیرند. در پنج سال گذشته، در حالی که بسیاری از سیاستمداران افغان مصروف اختلافات داخلی، فعالیتهای اقتصادی و تلاشهای پراکنده برای تعامل با رژیم حاکم بودهاند، زنان افغان به تنها نیروی پیوسته مقاومت مدنی در برابر محدودیتها تبدیل شدهاند. برخی جریانهای سیاسی از جمله «همصدایی» ماهها تلاش کردند تا با حمایت حلقاتی در منطقه سرانجام نشستی کوتاه در فضای مجازی برگزار کنند؛ اما در همان زمان، چهرههایی مانند آریانا سعید بدون پشتوانه ساختارهای سیاسی، توانستهاند صدای زنان افغانستان را در سطح جهانی بلند نگه دارند و نشستهای گستردهای برای همبستگی زنان برگزار کنند. واقعیت افغانستان امروز نشان میدهد که زنان در خط مقدم ایستادگی قرار دارند. اگر روزی روندی برای گفتوگو درباره آینده افغانستان شکل بگیرد، جامعه جهانی ناگزیر خواهد بود به این واقعیت توجه کند که صدای واقعی جامعه نه در میان سیاستمداران پراکنده، بلکه در میان زنانی است که در برابر محدودیتها ایستادهاند.

امروز هشتم مارچ ۲۰۲۶ است؛ روز جهانی زن. تقریباً پنج سال از زمانی میگذرد که در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ افغانستان دوباره به دست طالبان سقوط کرد. این پنج سال، برای میلیونها زن افغان تنها یک تغییر سیاسی نبود؛ بلکه آغاز دورهای از حذف سیستماتیک از زندگی اجتماعی، سیاسی و حتی انسانی بود.
اگر این پنج سال را از منظر زندگی زنان افغان نگاه کنیم، میتوان آن را پنج سال زندان نامید. زندانی که حتی در برخی موارد از زندان واقعی سختتر است. دو روز پیش نخستوزیر ازبیکستان در سخنانی گفت که حتی زنان زندانی میتوانند به صورت آنلاین آموزش ببینند. اما در افغانستان تحت حاکمیت طالبان، آموختن علم برای زنان عملاً ممنوع شده است.
در افغانستان امروز، زنان نه حق آموزش دارند، نه حق کار، نه حق انتخاب در بسیاری از جنبههای زندگی. حتی انتخاب سادهترین موضوعات زندگی روزمره، از نوع پوشش گرفته تا حضور در فضای عمومی، با محدودیتهای گسترده مواجه است.
اما واقعیت مهمتر این است که گلایه اصلی زنان افغان تنها از طالبان نیست؛ بلکه بخش بزرگی از این انتقاد متوجه سیاستمداران دو دهه گذشته افغانستان است.
بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱، افغانستان تجربهای کمسابقه از حمایت بینالمللی و فرصتهای سیاسی داشت. اما بسیاری از سیاستمداران نتوانستند پایههای دموکراسی، نهادهای حکومتی و ثبات سیاسی را مستحکم کنند. رقابتهای شخصی، اختلافات قدرت و منافع فردی، در نهایت به تضعیف ساختار دولت انجامید.
پس از توافق دوحه میان طالبان و ایالات متحده، روند سقوط دولت جمهوری سرعت گرفت. طالبان با موترسایکل وارد کابل شدند و بسیاری از سیاستمداران که سالها در قدرت بودند، کشور را ترک کردند.

با این حال، رفتار بخشی از همین سیاستمداران در پنج سال گذشته نیز تغییر چندانی نکرده است. به جای شکلدهی یک لابی مؤثر برای آزادی و حقوق شهروندی، برخی از آنان همچنان درگیر رقابتهای داخلی و یا تعاملات پراکنده با طالبان بودهاند.
برای نمونه، در ماههای گذشته شماری از سیاستمداران افغان از جمله محمد حنیف اتمر، آخرین وزیر خارجه حکومت جمهوری، و عطا محمد نور، والی پیشین بلخ، تلاش کردند زیر نام «همصدایی» یک چارچوب سیاسی برای گفتگو با طالبان ایجاد کنند.
گزارشها نشان میدهد که ماهها مذاکرات میان تیمهای مختلف صورت گرفت تا این ائتلاف شکل بگیرد. اما نتیجه نهایی، برگزاری نشستی کمتر از یک ساعت در بستر زوم بود؛ نشستی که حتی برای برگزاری آن نیز به گفته برخی منابع، حمایت حلقاتی از کشورهای منطقه وجود داشت. پس از همان نشست نیز اختلافات داخلی ادامه یافت و برخی اعضا از این چارچوب جدا شدند.

در مقابل، اگر عملکرد زنان افغان در همین پنج سال بررسی شود، تصویر متفاوتی شکل میگیرد.
در واقع، زنان تنها نیروی مدنی و انسانی بودهاند که به طور پیوسته در برابر محدودیتهای طالبان ایستادگی کردهاند. آنان در خیابانها اعتراض کردند، بازداشت شدند، شکنجه شدند و بسیاری از آنان ناچار به مهاجرت شدند. زنانی که در داخل افغانستان باقی ماندهاند، با وجود خطرات جدی همچنان اعتراض و مقاومت مدنی را ادامه دادهاند.
در میان چهرههایی که صدای زنان افغان را در سطح بینالمللی بلند نگه داشتهاند، نام آریانا سعید نیز مطرح است.
آریانا سعید، هنرمند شناختهشده افغان، در دوران جمهوری نیز از محبوبترین چهرههای فرهنگی کشور بود. برنامههای هنری او در استدیوم غازی کابل و سایر مکانها هزاران تماشاگر را جذب میکرد. با این حال، او نیز در روزهای پایانی سقوط جمهوری در کابل حضور داشت و سقوط نظام را از نزدیک تجربه کرد.
او و مدیر برنامههایش سرانجام توانستند از افغانستان خارج شوند. پس از خروج از کشور، آریانا سعید تلاش کرد از جایگاه اجتماعی و شهرت خود برای جلب توجه جهانی به وضعیت زنان افغان استفاده کند.

سال گذشته او نامهای به دونالد ترمپ نوشت و خواستار توجه بیشتر جامعه جهانی به وضعیت زنان افغانستان شد. چند هفته پیش پاسخ این نامه دریافت شد، هرچند پاسخ ارائهشده چندان گرم و امیدوارکننده نبود.
با وجود این، فعالیتهای او متوقف نشد. آریانا سعید که اکنون در دبی زندگی میکند، در روزهای اخیر به کانادا سفر کرد و به مناسبت هشتم مارچ نشستی حضوری با حضور زنان افغان مهاجر برگزار کرد.
در این نشست که در کانادا برگزار شد، شماری از زنان افغان که تجربه بازداشت در زندانهای طالبان را داشتهاند حضور داشتند. همچنین فرهاد دریا، یکی از چهرههای برجسته موسیقی افغانستان، نیز در این برنامه حضور داشت.
آریانا سعید پس از سقوط جمهوریت نهادی را با نام «دفاع» ایجاد کرد که هدف آن رساندن صدای زنان افغان به جامعه جهانی عنوان شده است.
در واقع، اگر امروز از منظر قدرت اجتماعی به وضعیت افغانستان نگاه شود، زنان به مهمترین منتقدان و مخالفان سیاستهای طالبان تبدیل شدهاند. آنان به نوعی دشمن درجه اول طالبان محسوب میشوند.
طالبان نیز به خوبی از این واقعیت آگاهاند. به همین دلیل ساختار حکومتی آنان حتی یک نهاد ویژه برای نظارت بر رفتار اجتماعی زنان ایجاد کرده است.
طالبان وزارتی اختصاصی دارد برای مبارزه با زنان. این وزارت وزارت امر به معروف و نهی از منکر نام دارد. هزاران فرد از سوی این وزارت موظف اند در سرتاسر افغانستان تا زنان را بررسی کنند و محدودیت های وضع شده از سوی این گروه را تطبیق کنند.

با این حال، تاریخ سیاسی نشان داده است که هیچ ساختار قدرتی نمیتواند برای همیشه صدای نیمی از جامعه را نادیده بگیرد.
احتمالاً روزی طالبان ناگزیر خواهند شد وارد نوعی گفتوگو با زنان افغان شوند؛ گفتوگویی که شاید نه در قالب ساختارهای سیاسی سنتی، بلکه در چارچوب مطالبات مدنی شکل بگیرد.
اگر چنین روزی فرا برسد، این احتمال نیز وجود دارد که نمایندگان واقعی این صدا نه سیاستمداران سنتی، بلکه زنانی باشند که در این سالها در برابر محدودیتها ایستادهاند.
در چنین سناریویی، چهرههایی مانند آریانا سعید ممکن است نقش واقعی در نمایندگی این صداها داشته باشند؛ صداهایی که در پنج سال گذشته خاموش نشدهاند و همچنان برای دیده شدن و شنیده شدن تلاش میکنند.
فرشته نیکبخت – اسلام آباد