
۲۰ سال خشونت بیرحمانه طالبان علیه مردم افغانستان را هیچ کسی نمیتواند فراموش کند. حملات انتحاری در بازارها، حمله به مدارس دخترانه، باشگاهها و مراکز عمومی، سرکوب زنان و جلوگیری از تحصیل و کار آنها، تنها بخشی از کارنامه سیاه این گروه است. طالبان هرگز به التماسهای مردم برای صلح و آتشبس گوش نکردند، اما در برابر پاکستان، تنها پس از چند ساعت مذاکره، حاضر به امضای توافق شدند. این تناقض شفاف، نشاندهنده وحشت و ضعف طالبان در مقابل قدرت واقعی است.
درگیری مرزی اخیر با پاکستان، تنها چند روز طول کشید و طالبان ناگزیر شدند آتشبس را بپذیرند. این اتفاق نشان داد که طالبان قدرت واقعی را فقط در زور و خشونت علیه مردم میشناسند، اما وقتی با یک قدرت نظامی مجهز و اتمی مواجه میشوند، حتی قادر به مقاومت کلامی هم نیستند. این توافق کوتاه مدت با پاکستان، عملاً تایید میکند که طالبان تنها در برابر افغانها پررو و خشناند و در برابر قدرتهای خارجی کاملاً تسلیم.
این رفتار طالبان مشابه توافق صلح با آمریکا در سالهای اخیر است. همانطور که پس از امضای توافق با آمریکا، حملات علیه نیروهای خارجی متوقف شد اما خشونت و حملات به مردم افغان ادامه یافت، اکنون نیز طالبان در برابر پاکستان کوتاه آمدند اما هیچ تضمینی برای پایان سرکوب مردم افغانستان ارائه نشده است. طالبان صرفاً میدانند چگونه زور مردم خود را بگیرند و علیه دشمنان واقعی عاجز باشند.
توافق اخیر با پاکستان، همراه با پیشینه خشونت ۲۰ ساله طالبان، تصویری روشن از بازی دوگانه این گروه ارائه میدهد: بیرحم علیه مردم خود، عاجز در برابر قدرتهای خارجی. این رفتار نه تنها مشروعیت داخلی طالبان را تضعیف میکند، بلکه نشان میدهد که این گروه هیچ استراتژی واقعی برای دفاع از استقلال و حاکمیت افغانستان ندارد.
با این توافق کوتاه و آتشبس سریع، بار دیگر ثابت شد که طالبان تنها علیه ضعیفها قدرتمند هستند. مردم افغانستان قربانی بیرحمی و سوءمدیریت طالبان شدهاند، اما در برابر ارتش و قدرت واقعی، تسلیم میشوند. این رفتار دوگانه و خشونتبار، نه تنها افکار عمومی را علیه طالبان عصبانی کرده، بلکه نشاندهنده ضعف استراتژیک و ناتوانی این گروه در مدیریت واقعی کشور است.