
دومین کنفرانس «فدرالیسم؛ راهی بهسوی عدالت، صلح و ثبات در افغانستان» در روزهای ۷ و ۸ قوس ۱۴۰۴ در هانوفر، به صحنهٔ یکی از صریحترین و بیپردهترین نقدها بر ساختار سیاسی افغانستان تبدیل شد؛ جایی که سیاستمداران، دانشگاهیان و نویسندگان باسابقه برای نخستینبار با این صراحت اعلام کردند: مدل متمرکز، افغانستان را بار دیگر به پرتگاه سقوط میبرد.
این گردهمایی، که به ابتکار «مجمع فدرالخواهان افغانستان» و با همکاری یک نهاد آلمانی برگزار شد، تنها یک نشست روشنفکری نبود؛ بلکه به میدان رونمایی نسخهٔ تازه و تکمیلشدهٔ «قانون اساسی جمهوری فدرال افغانستان» بدل شد. متنی که برگزارکنندگان از آن بهعنوان نخستین نقشهٔ عملی برای معماری آیندهٔ نظام سیاسی افغانستان یاد کردند.

فرنگیس سوگند: افغانستان تکلایه نیست؛ فدرالیسم زبان واقعی تنوع است
فرنگیس سوگند، شاعر و نویسندهٔ برجسته، با تأکید بر تنوع اجتماعی افغانستان گفت:
«هیچ مدل متمرکزی توان مدیریت چنین جامعهای را ندارد.»
او افزود که فدرالیسم ریشه در همان شبکههای سنتی، شوراها و ساختارهای محلی دارد که قرنها در افغانستان فعال بودهاند.
سرور دانش: ۱۵۰ سال استبداد ساختاری؛ هیچ صلحی، هیچ ثباتی

سرور دانش، معاون پیشین ریاستجمهوری، در یکی از تندترین سخنرانیهایش، تاریخ سیاسی افغانستان را «۱۵۰ سال انحصار و حذف» خواند.
او با اشارهٔ مستقیم به ساختار متمرکز گفت:
«الگوی تکدولت–تکملت افغانستان را بارها به بنبست برده. غیرمتمرکزسازی اداری مسکّن است، نه درمان. درمان واقعی فقط فدرالیسم است.»
دانش تأکید کرد که مشروعیت سیاسی در افغانستان هیچگاه پایدار نبوده، چون دولت همواره بر پایهٔ انحصار هویتی و حذف رقیب ساخته شده است.
عباس بصیر: کابل، پایتخت تصمیمگیری نیست؛ مرکز انحصار و فلجسازی است

داکتر عباس بصیر، وزیر پیشین تحصیلات عالی، با نقدی صریح و مدیریتی گفت تجربهٔ ۲۰ سال اخیر نشان داده که تمرکز همهٔ قدرت در کابل، به «فلجشدن ولایات، گسترش محرومیت و انفجار فساد» انجامیده است.
او هشدار داد:
«در نظامهای متمرکز، مردم احساس میکنند دولت دشمن آنهاست، نه نمایندهٔ آنها. فدرالیسم راه بازسازی اعتماد ملی است.»
پدرام: افغانستان هیچگاه دولت نساخت؛ سازهای قبیلهای ساخت
دکتر عبداللطیف پدرام با سخنانی تندتر از همیشه، بحران را ریشهایتر تعریف کرد:
«مشکل افغانستان کمبود قوانین نبود؛ نبود نظریهٔ دولت بود.»
به گفتهٔ او، دولت در افغانستان همواره «ابزار سلطهٔ یک گروه» بوده و نه نهادی برای عدالت.
پدرام فدرالیسم را نه یک مدل وارداتی، بلکه «بازگشت به قرارداد اجتماعی» توصیف کرد.
اکبر همت فاریابی: چرخهٔ اقتدارگرایی باید شکسته شود
فاریابی از منظر جامعهشناختی هشدار داد که افغانستان زیر سلطهٔ چرخهٔ تکراری سقوط قرار دارد:
«قدرت در مرکز انباشته میشود، فرو میپاشد و دوباره همان مرکزگرایی بازتولید میشود.»
او گفت فدرالیسم میتواند رقابت سالم ایجاد کند و معیار مشروعیت را از «قومیت» به «کارآمدی» انتقال دهد.

در پایان کنفرانس، سخنرانان بر یک نکتهٔ مشترک تأکید کردند:
الگوی متمرکز دیگر توان ادارهٔ افغانستانِ چندقومیتی و چندلایه را ندارد. ادامهٔ آن یعنی ادامهٔ فروپاشی.
مجمع فدرالخواهان در پایان اعلام کرد که نسخهٔ نهایی قانون اساسی فدرال بهزودی منتشر میشود و از تمام جریانهای سیاسی خواست تا طرحهای بدیل خود را برای یک «گفتوگوی ملی سرنوشتساز» ارائه کنند.