
پس از سقوط جمهوریت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ و تسلط طالبان بر افغانستان، شماری از ذخیرهگاههای بزرگ نفتی در کشور بدون چارچوب شفاف حقوقی و نظارتی باقی ماند. یکی از این ذخیرهگاهها متعلق به یک شرکت خصوصی بود که در دوره جمهوریت، سوخت نیروهای خارجی را تأمین میکرد و بخشی از آن نیز در اختیار نیروهای امنیتی افغان قرار میگرفت.
به گفته منابع آگاه، این ذخیرهگاه بیش از ۴۰ هزار تُن تیل را در خود جای داده بود. با رویکارآمدن طالبان، این ذخایر بهجای آنکه در اختیار نهادهای دولتی نیازمند قرار گیرد، به فروش گذاشته شد؛ اقدامی که از همان آغاز با پرسشها و انتقادهای گسترده روبهرو شد.
فروش زیر قیمت بازار
منابع متعدد به ارگتایمز تأیید کردهاند که این مقدار تیل از میان چندین داوطلب، به فیضمحمد خوافی، معاون ولایتی اتاق تجارت و سرمایهگذاری افغانستان، فروخته شد. قیمت فروش هر تُن تیل بین ۷۰۰ تا ۸۰۰ دالر امریکایی تعیین شده بود؛ در حالی که در همان زمان، قیمت تیل در بازار افغانستان به حدود ۱۶۰۰ دالر در هر تُن میرسید.

این تصمیم در شرایطی گرفته شد که شرکت دولتی هواپیمایی آریانا افغان با کمبود شدید سوخت مواجه بود و ناچار میشد تیل مورد نیاز خود را از بازار آزاد، با همان قیمت بلند ۱۶۰۰ دالر در هر تُن تهیه کند. با این وجود، طالبان بهجای تأمین نیاز این شرکت دولتی، ذخایر موجود را به فروش رساندند.

سود که به جیب چه کسانی رفت؟
بر اساس بررسی ارقام موجود و محاسبهای محافظهکارانه، حجم تیل فروختهشده حدود ۴۰ هزار تُن برآورد میشود. این تیل بهطور میانگین هر تُن به قیمت حدود ۷۵۰ دالر به خریدار واگذار شده، در حالی که ارزش واقعی آن در بازار به ۱۶۰۰ دالر در هر تُن میرسید. این اختلاف قیمت نشان میدهد که برای هر تُن تیل، حدود ۸۵۰ دالر سود خالص ایجاد شده است. در مجموع، تفاوت قیمت خرید و فروش به رقمی نزدیک به ۳۴ میلیون دالر امریکایی میرسد؛ مبلغی که به گفته منابع آگاه، سود مستقیم آن به جیب فیضمحمد خوافی سرازیر شده است. در مقابل، طالبان از فروش این ذخایر نفتی حدود ۳۰ میلیون دالر دریافت کردهاند؛ رقمی که در مقایسه با ارزش واقعی این تیل در بازار، فاصله چشمگیری دارد و پرسشهای جدی درباره سرنوشت داراییهای عامه مطرح میکند.
«غنیمت جنگی» یا معامله اقتصادی؟
یکی از بازرگانان افغان که خود در این داوطلبی شرکت کرده و نخواست نامش فاش شود، به ارگتایمز گفت:
«این معامله بیشتر شبیه فروش غنیمت جنگی بود تا یک داوطلبی شفاف اقتصادی. انگار هرچه بعد از سقوط باقی مانده، ملک شخصی کسانی شده که به قدرت نزدیکاند.»
به گفته این منبع، برندهشدن خوافی در این داوطلبی با وجود حضور چندین تاجر دیگر، «مشکوک» بوده و دلایل قانعکنندهای برای ترجیح او ارائه نشده است.
«خیانت ملی»
یک بازرگان دیگر که از جزئیات این پرونده آگاهی دارد، این اقدام را «خیانت ملی» توصیف میکند و میگوید:
«این تیل باید به آریانا افغان داده میشد. فروش آن، آنهم به قیمت بسیار پایین، نه توجیه اقتصادی داشت و نه به نفع مردم بود. دولت مجبور شد دوباره همان تیل را از بازار، دو برابر قیمت بخرد.»
روابط نزدیک و نقش احتمالی نفوذ سیاسی

فیضمحمد خوافی از بازرگانان شناختهشده حوزه غرب افغانستان است و به گفته منابع، روابط نزدیکی با ایران دارد. او همچنین با مقامهای ارشد طالبان رابطه صمیمی دارد. منابع به ارگتایمز میگویند نزدیکی او با حلقه رهبری طالبان، در کنار ارتباطات منطقهای، نقش تعیینکنندهای در واگذاری این ذخایر نفتی به او داشته است.

اتهامات متوجه وزیر تجارت
همزمان، منابع آگاه مدعیاند که نورالدین عزیزی، وزیر تجارت طالبان، نیز در روند فروش این تیل نقش داشته و مبالغ قابل توجهی از این معامله به او رسیده است. این ادعاها تاکنون از سوی مقامهای طالبان تأیید یا رد نشدهاند.
حق پاسخ و پیگیری بینالمللی
ارگتایمز برای دریافت دیدگاه فیضمحمد خوافی تلاش کرد، اما این تلاشها بینتیجه ماند. او پیامهای ارگتایمز را مشاهده کرد، اما پاسخی ارائه نکرده است.
ارگتایمز این پرونده را همچنان دنبال میکند. منابع میگویند شرکت مالک این ذخایر نفتی در نظر دارد علیه افراد دخیل در این ماجرا، از طریق نهادهای عدلی و قضایی بینالمللی اقدام حقوقی انجام دهد؛ اقدامی که میتواند این پرونده را وارد مرحله تازهای از پیگرد حقوقی و سیاسی کند.